X
تبلیغات
گربه سیاه

گربه سیاه

روش ها و جلسات ارتباط با ارواح


نوشتن غیر ارادی (دست نویسی اتوماتیک , کتابت):

نوشتن غیر ارادی نوعی از نوشتن است که فرد در حالتی ناهشیارانه یا نیمه هشیارانه اقدارم به آن میکند. این پدیده خارق العاده که در قرن نوزدهم از سوی برگزار کنندگان حلسات ارتباط با ارواح (احضار ارواح) مورد استفاده قرار می گرفت , بعدها مورد توجه و استفاده محققان فراروانشناسی واقع شد. در این فرایند , یک مدیوم بعد از ورود به یک وضعیت شبه خلسه , قلمی را در دست میگیرد و سپس به آرامی و به صورت غیر ارادی , عمل نوشتن بر روی کاغذ آغاز میشود. پیام های نوشته شده به سیک بیانی فرد انتقال دهنده پیام , آشکار می گردد. متیو مانینگ پیام هایی را به زبان های گوناگون از جمله فرانسوی , آلمانی , ایتالیایی , یونانی , لاتینی , روسی , عربی و بعضا قرون وسطایی از طریق نوشتن غیر ارادی , دریافت می کرد و انتقال میداد. بسیاری از این پیام ها فاقد انسجام و معنا بودند اما بعضی از آنها معانی خاصی را در بر داشتند. مانینگ بعدها به سوی نقاشی غیرارادی تمایل یافت. او در این فرایند تصاویری به سبک کاری نقاشان مشهور همچون پیکاسو داوینچی و ماتیس بر روی کاغذ و به صورت غیر ارادی , رسم می کرد.


تغییر چهره ای (حلولی , خلسه ای):

مدیوم تغیر چهره ای یا حلولی , هوشیاری و خودآگاهی اش را کامل یا نیمه کامل در حین ارتباط با ارواح از دست میدهد و از آنچه که در اطراف او در حال وقوع است , عملا نا آگاه باقی می ماند. غالبا در هنگام وقوع چنین حالتی بدن واسطه از سوی یک روح اشغال و کنترل میشود تا روح از این طریق بتواند حرف یا پیام خود را به زندگان منتقل کند. با این وجود ((خلسه )) قلمروی انحصاری واسطه ها نیست. کلمه خلسه اشاره به وضعیتی از درون متمرکز دارد که طی آن فرد گرچه خواب نیست اما اگاهی اندکی نسبت به وقایع اطراف خود ویک واکنش حداقلی را به محرک های بیرونی از خود نشان میدهد . گفته میشود بدن فردی که روح بیرونی در آن حلول کرده , معلق میان مرگ و زندگی است. در چنین وضعیتی ذهن فرد قادر است محدوده ها و حیطه های بالاتری را کشف کند.


تخته های حروف ارتباط با ارواح:

تخته حروف احضار ارواح از قدیم الایام تا کنون توسط هزاران هزار نفر از مشتاقان برقراری ارتباط با ارواح مورد استفاده قرار گرفته . کارکرد این وسیله شباهت بسیاری به شیوه نوشتن غیر ارادی دارد. کارشناسان هشدار داده اند که از این تخته نباید به عنوان یک وسیله بازی و تفنن استفاده کرد زیرا این شکل از برقراری ارتباط با دنیای ارواح می تواند فوق العاده خطرناک باشد.

تخته حروف احضار ارواح چیست؟

تخته حروف احضار ارواح یا quija به سادگی از یک تخته چوب فشرده که برای عموم افراد قابل دسترسی است., ساخته شده است. کلمه quija از دو واژه qui و ja ترکیب یافته که به ترتیب در زبان های فرانسوی و آلمانی معنای ((بله )) را میدهند.باید توجه داشت که خود تخته به تنهایی خطرناک نیست بلکه عمل برقراری ارتباط با ارواح از طریق این وسیله خطرناک است. شماره ها , حروف الفبا و کلمات ((بله )) و ((خیر )) در یک نظم دایره ای بر روی این تخته قرار داده شده اند. در مرکز تخته یک وسیله مخصوص به نام پلانشت که معمولا به جای آن یک استکان یا لیوان شیشه ای به صورت وارونه استفاده میشود وجود دارد. هرکدام از شرکت کنندگان در جسله ارتباط با ارواح که دور میز جای گرفته اند , یک انگشت خود را بر روی ظرف شیشه ای می گذارند و سپس شروع به طرح پرسش هایی از روح مورد نظر میکنند. سپس با به حرکت افتادن ظرف شیشه ای و قرار گرفتن آن در برابر هر حرف یا عدد , روح به پرسش پاسخ میدهد و البته همینجا باید گفت که افراد دور میز به سبب نزدیکی شان با ظرف شیشه ای خیلی راحت میتوانند سبب حرکت آن بشوند. دیل کاژمارک می گوید اغلب ارواحی که از طریق تخته مذکور با زندگان ارتباط برقرار می کنند , که ارواحی هستند که در یک سطح پایین تر قرار دارند و معمولا بسیار سرگردان و پریشان هستند و به احتمال زیاد بر اثر یک حادثه یا قتل خشن کشته شده اند و دقیقا به همین سبب ارتباط برقرار ساختن با این ارواح از طریقه تخته حروف احضار ارواح می تواند بسیار خطرناک باشد.

یک بازی خطرناک!!

گزارشی وجود دارد درباره دو زوج آمریکایی که در پی بازی با تخته احضار روح مسایل عجیب و ترسناکی برای آنها به وقوع پیوست . مالکان قبلی تخته , آن را پشت سرخود به جای گذاشته بودند. اتفاقات ناخوشآیند بسیاری در آن خانه بوقوع پیوسته بود اما این اتفاقات زمانی شدت گرفت که این دو زوج شروع به بازی با تخته احضار روح کردند. نهایتا اتفاقات ترسناک در خانه به حدی شدید شد که این 4 نفر خانه را ترک کردنه و به منزل یکی از اقوام خود پناه بردند. این ماجرا بعدا توسط یک موسسه تحقیقاتی معتبر مورد بررسی قرار گرفت و مشخص شد که این خانه توسط ارواح خبیث تسخیر شده بود.


جلسات ارتباط با ارواح:

جلسه ارتباط با ارواح نشستی است که با هدف دریافت پیام هایی از دنیای ارواح و یا احضار ارواح برگزار می شود. معمولا در یک جلسه ارتباط با ارواح , یک واسطه (مدیوم) حضور دارد, هرچند که در بسیاری از موارد جلسات مذکور از سور افراد بیکار و شیاد با هدف خالی کردن جیب مردم نیز برگزار شده است.


نخستین جلسه ارتباط با ارواح:

نخستین مورد ثبت شده از برپایی یک جلسه احضار روح , به سال 1659 میلادی تعلق دارد . برگزاری این نوع جلسات طی قرن های 17 و 18 میلادی رونق چندانی نداشت و یا حد اقل مدارک موثقی در این خصوص وجود ندارد . اما این پدیده در دهه 1880 به لطف شهرت جهان گیر خواهران فوکس رونق بسیاری پیدا کرد. از این تاریخ به بعد جلسات تماس با ارواح در گوشه و کنار جهان منظما برگزار شده و از محبوبیت بسیاری برخوردار شده است. در یک جلسه ارتباط با ارواح قواعد و مقرراتی وجود دارد که می بایست حتما رعایت شود. این مقررات عبارت است از : پذیرفتن و اجازه دادن به چند آدم غریبه به داخل جلسه و اطمینان یافتن از اینکه افراد مذکور بیش از دو ساعت در جلسه باقی نمی مانند , مرتب ساختن صندلی های دور میز با توجه به اینکه تعداد صندلی ها از 8 عدد تجاوز نکند , اجتناب از لمس کردن فرد واسطه , و شروع با دعای پروردگار با هدف جلوگیری از وقوع فعالیت های ارواحی ناخواسته و خشن.


چه اتفاقی می افتد؟

نخستین نشانه از فعالیت های منتسب به ارواح می تواند در شکل هجوم ناگهانی هوای سرد تجربه شدو. اگر مدیوم از نوی خلسه ای یا حلولی باشد احتمالا از شیوه نوشتن غیر ارادی برای برقراری ارتباط با ارواح استفاده می کند. کارشناسان توصیه می کنند که این نوع جلسات بدون وجود فرد واسطه تشکیل نشود زیرا مدیوم قادر به تشخیص خطر و تهدید از جانب ارواح هست و می تواند بلافاصله رابطه را قطع کند. جلسات احضار روح اشکال غیر کنترل شده ارتباط با ارواح به شمار میرود و به همین سبب بالقوه خطرناک است
+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

داستان های ارواح سرگردان حیوانات

بازگشت در قالب یک سگ:
در خانه ای نزدیکی بالچین هاس واقع در کشور اسکاتلند , یک تسخیر شدگی عجیب به وقوع پیوست . صاحب این خانه که یک سرهنگ ارتش بود در روزهای پایانی عمرش آرزو کرد که بعد از مردنش در قالب یکی از سگ های مخبوب خود دوباره به دنیای زندگان بازگردد. اعضای خانواده سرهنگ که از بابت این آرزو حسابی ترسیده بودند , بلافاصله بعد از مردن سرهنگ تمامی سگ هایش را با شلیک گلوله کشتند. جسد سرهنگ در کنار قبر همسر مرحومش به خاک سپرده شد اما تقریبا بلافاصله پس از پایان مراسم خاکسپاری , حوادث عجیبی در خانه سرهنگ شروع به روی دادن کرد که از جمله می توان به صداهای تق تق و ضربات بر در و دیوار , صداهای انفمار و صدای جر و بحث در نقاط مختلف خانه اشاره کرد. در پی این اتفاقات , همسر خواهرزاده سرهنگ تصمیم گرفت به بررسی دقیق اتفاقات مذکور گرفت. او نیز گزارش داد که بارها احساس می کرد که یک سگ نامرئی پای وی را لمس می کرده است. این حوادث سبب شد که خانه سرهنگ به زودی متروکه شود. در طی ده های اخیر بسیاری از این نوع گزارش هه که تسخیر شدگی توسط حیوانات را در بردارد ارایه و ثبت گردیده است.

مدارک تردیدناپذیر لرد بوت :
لرد بوت یک شکارچی و کارشناس پرشور ارواح بود. او موافقت کرد که هزینه های لازم برای یک بررسی علمی درباره تسخیر شدن ((بالچین هاس )) از سوی ارواح را بر عهده بگیرد. او از 35 داوطلب دعوت کرد که برای مدتی در این خانه اقامت کنند. این افراد مطلقا از پیشینه خانه و فعالیت های ارواح در آن اطلاعی نداشتند. آنها بعدا از بسیاری از فعالیت های عجیب در این خانه گزارش کردند , از جمله مشاهده شبح یک سگ اسپانیولی سیاه و شنیدن صدای برخورد  چند سگ اشباحی که به درها و و دیگر اشای خانه اصابت می کردند. یکی از این داوطلبان نیز سگ خودش را به داخل خانه آورده بود. او نیمه شب از فریادها و ناله های سگ خود که چیزی غیر عادی را در کنار خود حس کرده بود از خواب بیدار شد بعدا پنجه های یک سگ شبح کشف شد . نتایج این بررسی ها در نشریه تایمز نیز چاپ شد , گفته می شود همه این پدیده ها به واسطه آرزوی صاحبخانه بود که می خواست بعد از مرگ در قالب یک سگ به جهان باز گردد.

سگ های سیاه :
بر اساس یک خرافه قدیمی روح نخستین انسان یا حیوانی که در یک گورستان دفن شود باید تا ابد از این گورستان و ارواح موجود در آن محافظت کند. برای قرن های متمادی کشتن یک سگ سیاه بزرگ و دفن کردن آن در یک قبرستان تازه تاسیس , مرسوم و معمول بود چرا که از این طریق معتقد بودند که روح این سگ از ارواح مردگان حمایت می کند. سگ سیاه از یک حس بالای تملک قلمرو برخوردار است و حتی از آدمها نیز با تمامی وجود خود حمایت و محافظت میکند. برای نمونه در اوایل دهه 1900 , زن جوانی در حوالی خانه اش شب هنگام مشغول قدم زدن بود که ناگهان یک سگ سیاه بزرگ را در کنار خود مشاهده کرد. او ابتدا از دیدن این سگ دچار ترس شد. کمی بعد گروهی از مردان جوان کارگر از کنار وی عبور کرده و به وی گفتند (( شانس آوردی که این سگ کنار تو بود وگرنه می دانستیم با تو چه کنیم)) مردان از ترس سگ دور شدند و حس ترس زن جوان از سگ سیاه همراهش به یک حس سپاسگذاری تبدیل شد. اما پس از چندی زن متوجه گردید که سگ ناگهان ناپدید شده است. زن جوان معتقد بود که این شبح یک سگ سیاه بوده که از وی دربرابر خطر بیرونی محافظت کرده بود.
البته تمامی سگ های سیاه اینگونه حامی و مهربان نیستند. سگ های سیاه در فرهنگ عامه برخی کشورها , موجوداتی شیطانی و حافظ دنیای زیر زمینی شیاطین به شمار می روند. از این دیدگاه سگ های سیاه به تسخیر ارواح شرور و شیطانی در آمده اند . در سال 1577 یک سگ سیاه به داخل کلیسایی در سافولک انگلستان راه پیدا کرد و سپس بلافاصله دو تن از حاضران کلیسا جان سپردند.

ارواح حیوانات خانگی :
بسیاری از صاحبان حیوانات خانگی از تجربیات شخصی خود در خصوص بازگشت ارواح حیوانات شان پس از مرگ خبر داده اند. بخش عمده ای از این تجربیات در بردارنده اشباح بصری این حیوانات نیست . کلاف های کاموا ناگهان باز می شوند و یا اسباب بازی هایی که ناگهان تکان می خورند , گویی که یک گربه یا یگ نامرعی مغول بازی با آنهاست , از جمله این موراد است. جدای از این بسیاری از افراد چنین مدعی شده اند که در مواقعی خاص احساس کده اند که چیزی خود را به پای آنها می مالد. این افراد همچنین از شنیدن صدای پارس سگ , میوی گربه یا زوزه یک حیوان خانگی نامرئی در داخل خانه هایشان خبر داده اند. کارشناسان بر این باورند که غم شدید به جا مانده از مرگ یک حیوان خانگی وفادار نیز می تواند بازگشت دوباره وی را نزد صاحب قبلی خود توجیه کند . در بسیاری از موارد هنگامی که صاحب غم مرگ وی را فراموش کند , تسخیر شدگی توسط حیوان خانگی نیز متوقف می شود.

گربه نماینده پارلمان انگلستان :
اتل همپتون یکی از خانه های قدیمی و مشهور است که در دوران قرون وسطی در ((دورست)) انگلستان بنا گذاشته شد. داستان ((اتل هال)) نوشته توماس هاردی , ماجرهایش در همین خانه سپری میشود. این خانه مدتها در تملک رابرت کوک عضو ارلمان انگلستان بود . آقای کوک در سال 1957 مدعی شد که برخی از فعالیت های مرتبط با ارواح را در این خانه تجربه کرده است. او ظاهرا مشغول مطالعه بوده که صدای پایین آمدن گربه محبوبش را از روی پلکان می شنودکه گربه محبوب آقای کوک یک هفته پیش جان سپرده و جسد وی به هنگامی که کوک در خانه حضور نداشت در باغ دفن شده بود.

اسب های کوچک معدن :
یک معدنچی ذغال سنگ به اسم گیبسون , در یکی از روزهای سال 1919 شبح یک است کوچک معدن را در معدن زغال سنگ ((دورهام )) مشاهده کرد. این شبح در حال بازتاب دادن فاجعه ای بود که سه سال پیش در همین معدن به وقوع پیوسته بود. گیبسون مشغول بازدید پمپ ها بود که صدای سم ها و زین و یراق اسب را شنید. او سپس شبح یک اسب کوچک معدن را مشاهده کرد و آنگاه دستی از دل تاریکی بیرون آمد و محکم وی را گرفت گیبسون بعدا دریافت که سه سال قبل یک معدنچی جوان در همین نقطه از معدن , در تلاش برای متوقف ساختن یک اسب عنان گسیخته کشته شده بود.
ببر مصری :
رزماری براون واسطه میان ارواح و انسان , در غالب موارد اشباح حیوانات را در برابر خویش می دید. او می گوید : یک شب شوهرم مریض بود و من در رختخواب کنار او استراحت می کردم که ناگهان احساس کردم چیز سنگینی روی پایم افتاده است. رزماری وقتی به پاهایش نگاه کرد, یک توله ببر را دید. رزماری مشخصات حیوان را برای شوهرش شرح داد و او گفت که این شبح سابرینا ببر خانگی دست آموز خانواده است که سالها قبل به هنگام اقامت شان در کشور مصر جان سپرد.

شبح اختاپوس :
نشریه فورتین تایمز در ییکی از شماره های خود گزارشی درباره مشاهده شبح یک اختاپوس در ناحیه ای واقع در ولز بریتانیا به چاپ رساند . یک کشیش درمیانه یک شب تابستانی از خواب پرید و این درحالی بود که شدیدا احساس سرما میکرد. او ناگهان یک شکل لزج را که پیچ و تاب می خورد در داخل شومینه خانه مشاهده کرد دریافت این موجود شبح گونه یک اختاپوس است با چشمانی پرچین و کمرنگ . کشیش احساس کرد که نگاه خیره اختاپوس وی را فلج و زمین گیر کرده است. او تمام طول شب را نماز خواند و صبح که فرا رسید , مخلوق مذکور نیز برای همیشه ناپدید شد.

گربه های بزرگ :
گزارش های بسیاری از مشاهده گربه های بزرگ در بخش هایی از جهان که زیستگاه طبیعی این موجودات نیست , ارایه و ثبت شده است. برای نمونه مناطق جنوب مرکزی اسکاتلند ((پنینز )) در انگلستان شمالی , مناطق بوته زار ((دون)) و ((کورن وال )) از جمله مناطقی هستند که زیستگاه گربه های بزرگ به شمار نمی روند اما بسیاری از افراد مدعی دیدن پوماها , شیر های کوهی و گربه های بزرگ در این مناطق شده اند. می گویند این گربه های بزرگ گوسفندان را می کشند و طعمه خویش میسازند , با این وصف هرگز هیچ لاشه یا بقایایی از این گربه ها به جا نمانده است.
+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

زندگی با ارواح

 

اسرار ۹۰ روزه با دختر جنی

 

دخترجنی از اسرار ۹۰ روزه با جن ها گفت:

دختری ۱۹ ساله به نام زینب با جن ها در ارتباط  است او می گوید که بعد از چندی این جن ها باعث ازار و اذیت او و مادرش شده اند .

خانه انها در یکی از محله های جنوب تهران است . در بهار سال ۸۳ به خانه این خانواده ۲ نفره رفتیم تا پای صحبت آنها بنشینیم که در ذیل این گفتگو را میخوانید

 

از کی با این موجودات در ارتباطی؟

از ۳ ماه پیش.

آیا در دوران کودکی جن ها را دیده بودی یا از چیزی میترسیدی؟

من در کودکی نه جن دیدم و نه از چیزی می ترسیدم . من حتی در تاریکی برای گربه قبلی ام غذا می بردم حتی از تاریکی هم نمی ترسیدم

نظر پدر و مادرت در مورد جن ها چیست؟

من پدر ندارم و مادرم هم از آنها نمی ترسد بلکه از انها بدش می آید و مدام انها را نفرین می کند که در ان موقع انها من را اذیت می کنند

گربه را از کجا پیدا کردی و چند سال ان را داری؟

یک گربه ماده ۳ سال پیش امد در بالکن خانه ما و گربه ام را به دنیا اورد جالب اینکه که گربه ها همیشه ۵ الی ۶ بچه به دنیا می اورند ولی گربه ما در این مکان همین یک بچه را بدنیا اورد و بعد از دو روز دیگر مادر گربه ام نیامد.

چه جوری به این گربه انس گرفتی ؟

چون مادر گربه دیگر نیامد من به مراقبت از او پرداختم او تا حدی به من انس گرفته بود که بعضی از مواقع احساس می کردم  به من می گوید مامان تمام رفتارهایش مانند یک انسان بود . گربه ام حتی من را می بوسید.

گربه نر بود یا ماده؟

من اسمش را نیلو ذاشته بودم ولی بعد از مردنش دامپزشکی که برده بودیم جنسیت او را نر اعلام کرد

از کی جن ها رو زیاد می بینی؟

ان شب خوابم نمی برد ساعت نزدیک ۳.۴ صبح بود به خاطر همین با گربه ام رفتم دم در خانه ه مان و نیلو ( گربه ام ) رفت تو کوچه که یک دفعه دیدم با یک گربه سیاه که پدر گربه ام بود و بار ها دیده بودمش داشت دعوا می کرد اول به خیالم یک دعوای ساده بود ولی گربه سیاه در تاریکی کوچه تبدیل به یک ادم سیاه پوش شد که عینک دودی زده بود و موهایش عین پلاستیک می ماند و وقتی داشت می امد طرف خانه ما من  در را بستم و او غیب شد از این جریان به بعد و بعد از مردن گربه ام انها را زیاد می دیدم

چگونه انها رو می بینی ؟

انها با من کاری نداشتن ولی هر زمان مادرم با من یا بدون من می رفت پیش جن گیر و دعا نویس انها من را کتک می زدند ( با اشاره به در آشپزخانه) می گوید : حتی یک دفعه از همین در تا انتهای آشپزخانه پای من را گرفتند و کشیدند.

گربه ات چه طوری مرد ؟

 یک روز وقتی من ومادرم از بیرون امدیم دیدیم که نیلو ( گربه ) وسط حیاط افتاده طوری که انگار سرش زیر پای یک نفر له شده بود وقتی او را به دامپزشکی پیش دکتر خیر خواه بردیم او هم نتوانست چگونگی مرگش را تشخیص دهد و فقط گفت خفگی.

از کجا فهمیدی کسانی که با انها در ارتباطی جن هستند آیا قبلا جن دیده بودی؟

نه من جن ندیده بودم از آن جائی که انها غیب می شدند و شکل واقعی خود را در خواب به من نشان می دادند انها در بیداری به شکل انسانهایی عجیب یا پوششی عجیب خودشان را به من نشان می دادند ولی در خوابم به شکل واقعی می امدند انها دارای شاخ های خاکستری . چشمان قرمز و پوستی کلفت و براق هستند و در سر بازوهایشان خارهائی دارند

درس هم می خوانی ؟

نه من در دوران ابتدائی چون خونریزی بینی داشتم به حدی که بی هوش می شدم مدیر مدرسه گفت : که دیگر نمی تواند من را در مدرسه قبول کند سال دوم ابتدائی ترک تحصیل کردم اما دوباره سال ۷۹ شروع به درس خواندن کردم شبانه می خواندم و غیر حضوری واحداهیم را پاس کردم

با وجود جن ها چه طور درس می خواندی؟

با وجود آنها من آنقدر انرژی داشتم که با نمرات عالی قبول می شدم.

آیا تو تخیلی هستی؟

تخیلی نبودم و نیستم.

به ارتباط با جن ها علاقه نشان میدادی یعنی دوست داشتی با انها ارتباط برقرار کنی؟

من اصلا به انها فکر نمی کردم حتی مطالعه هم در این زمینه نداشتم.

قبل از دیدن جن ها چیز غیر عادی در خانه تان رخ نداده بود؟

تنها اتفاق غیر عادی و جالب این بود که بعضی چیزهائی که در جایشان بود از جای دیگر سر در می اوردند یک بار دسته کلیدم را روی میز در اتاقم گذاشته بودم ان قدر دنبالش گشتم تا وسط کتابهایم پیدا کردم.

رابطه تو با انها چه طور بود ؟

دوست داشتم پیش من بمانند من خیلی به انها عادت کرده بودم وقتی انها نیستند من هیچ انرژی ندارم.

دوست داشتی مثل جن ها باشی ؟

آنها به من می گفتند : سیستم عصبی تو مشکل داره و زیاد عمر نم کنی اگر تا یک مدت با ما باشی جزئی از ما می شوی انها می گفتند ما تو رو قوی و بعد ضعیف کردیم تا بفهمی هیچ انسانی به کمک تو نمی اید انها از انسانها متنفرند.

الان چه حسی نسبت به انها داری ؟

دوست دارم دوباره بیایند اخه چند وقتی است که زیاد انها را نمی بینم می خواهم دوباره انرژی بگیرم.

با این انرژی که به تو می دادند چه کارهائی می کردی ؟

من می توانستم در تاریکی مطلق در اینه به چشم هایم خیره شوم و رنگ انها را از قهوه ای تیره به کهربائی برسانم و اینکه شبها در اینه کسانی را که فردا صبح با ان ها برخورد داشتم را می دیدم دو برابر یک مرد قدرت داشتم جسور و شجاع بودم.

تو نماز می خوانی؟

قبل از دوستی با انها می خواندم ولی بعد از دوستی با انها نمی خوانم چون انها دوست ندارند.

وقتی با انها دوست شدید و رابطه پیدا کردید در مورد خود چه فکر می کردید؟

فکر می کردم از آدم های دیگه جدا هستم و از همه ادم ها بزرگترم جن ها به من می گفتند چشمانت را ببند و من این کار را می کردم و با خودم می گفتم یک جن بکش یک جن شرور و یا خوب  بکش بعد وقتی چشمانم را باز میکردم یکی از اونها را به صورت تصویری مبهم روی کاغذ می کشیدم.

چند سال هست در این خانه زندگی می کنی ؟

از موقعی که به دنیا امدم ۱۹ سال

پدرت چند ساله فوت شده؟

او فروردین ماه سال ۷۷ فوت شده است.

جن هائی که با انها ارتباط داری چند نفرند؟

اول ۴ نفر بودند ولی الان بیشترند.

از کدومشون بیشتر خوشت می اید ؟

از بچه یکی از جن ها .

مادر زینب می گوید :

یک روز داشتم چای می خوردم که دیدم یک زنی دارد از حیاط به طرف در اتاق می اید رفتم در را بستم چون احساس می کردم برای اذیت کردن زینب می اید وقتی که در را بستم برای این که تلافی کند هر چی اشغال بود از بال به داخل چائی من ریخت

زینب به من گفت : من یک دختر سیاه میبینم که تو خانه خواهرم از این اتاق به ان اتاق می رود

و حالا خود زینب در ادمه گفتگو های مادرش می گوید :

جالب اینجاست که وقتی مادرم با انها لج می کند و به روی زمین اب جوش می ریزد کف پای من میسوزد و حالت تشنج به من دست می دهد

مادرت چه کاری انجام داده که انها از مادرت بدشان می اید ؟

مادرم پیش دعا نویس رفته که بعد انها در خواب می امدند و گفتند که ما توی یک قفس گرد هستیم و دو نفر از ما مرده اگر دو نفر دیگر هم بمیرد تو هم میمیری.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

جن و ارواح

وجه تسمیه جن :

جنیان به دلیل پنهان بودنشان از انظار عمومی ، به جن (یعنی نامرئی) نامگذاری شده اند . ابن عقیل می‌گوید: جنیان به دلیل پنهان بودنشان از دید عموم ، جن نامیده شده اند . به همین مناسبت فرزند در شكم مادر هم نام جنین به خود گرفته است ، چون پنهان بوده و دیده نمی شود ؛ ‌سِپَر را نیز به همین مناسبت «مجن» می گویند، چون مجن جنگجو را در جنگ از دید دشمن پنهان نگاه می دارد .

شكل و نحوه ساختار جنیان :

ما درباره كیفیت جسمانی ، شكل صورت و اعضاء ‌بدن جنیان جز آنچه كه خداوند به ما خبر داده ، اطلاعی نداریم . البته می دانیم كه جنیان دارای قلب و دل می‌باشند ، خداوند می فرماید:

{ وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ كَثِیرًا مِنَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لَا یَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْیُنٌ لَا یُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آَذَانٌ لَا یَسْمَعُونَ بِهَا أُولَئِكَ كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولَئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ } (الأعراف: ١٧٩)

"‏ما بسیاری از جنّیان و آدمیان را آفریده و (در جهان) پراكنده كرده‌ایم كه سرانجام آنان دوزخ و اقامت در آن است .  (این بدان خاطر است كه) آنان دلهائی دارند كه بدانها (آیات رهنمون به كمالات را) نمی‌فهمند ، و چشمهائی دارند كه بدانها (نشانه‌های خداشناسی و یكتاپرستی را) نمی‌بینند ، و گوشهائی دارند كه بدانها (مواعظ و اندرزهای زندگی‌ساز را) نمی‌شنوند . اینان (چون از این اعضاء چنان كه باید سود نمی‌جویند و منافع و مضارّ خود را از هم تشخیص نمی‌دهند) همسان چهارپایانند و بلكه سرگشته‌ترند (چرا كه چهارپایان از سنن فطرت پا فراتر نمی‌گذارند ، ولی اینان راه افراط و تفریط می‌پویند) . اینان واقعاً بی‌خبر (از صلاح دنیاو آخرت خود) هستند".‏

خداوند در آیه مذكور تصریح نموده است كه جن ها قلب، چشم و گوش دارند . شیطان نیز دارای صدا است، زیرا خداوند می فرماید:

{ وَاسْتَفْزِزْ مَنِ اسْتَطَعْتَ مِنْهُمْ بِصَوْتِكَ } (الإسراء: ٦٤)

" و بترسان و خوار گردان با ندای (دعوت به معصیت و وسوسه) خود هركسی از ایشان را كه توانستی ".

وهمچنین در احادیث آمده است که شیاطین دارای زبان بوده و می خورند و می نوشند و می خندند و گریه می کنند .

نامهای جنیان در زبان عرب :

ابن عبدالبر می گوید: از نظر واژه‌شناسان واژه‌ی «جن» دارای مراتبی مختلف می‌باشد:

1- جن خالص را «جنی» می گویند .

2- جنی كه با انسانها زندگی می كند، آن را «عامر» كه جمعش «عمار» است می نامند .

3- جنی كه مزاحم كودكان می شود آن را «ارواح» می گویند .

4- جنی كه اعمال زشت و خبیث را انجام دهد و متعرض گناه شود ، آن را «شیطان» می‌گویند .

5- جنی كه در حد فراوانی کارهای زشت و خبیث را انجام دهد ، آن را «عفریت» می‌گویند .

پیامبر صلی الله علیه وسلم راجع به‌ انواع جنیان فرمود :

« الجن ثلاثة أصناف : فصنف یطیر فی الهواء ، وصنف حیّات وكلاب ، وصنف یحلون ویظعنون ».

( جنیان سه‌ نوع دارند: نوعی از آنها در فضا پرواز می كند. نوعی دیگر از آنها، مار و سگ ها هستند و نوع سوم آنها در منازل و خانه ها سکونت می‌جویند ).

و در تقسیم بندی کلی می توان آنها را به دو دسته : 1- کافر ( یا همان شیاطین )

 2- مسلمان تقسیم کرد.

جن خود را بشكل و صورتهای مختلف در می‌آورد :

خداوند بزرگ و قادر این قدرت را به جن داده تا خود را به صورتهای مختلف و گوناگون در آورند و در احادیث بسیار این حقیقت ثابت می باشد كه آنها بیشتر بصورت سگ سیاه و گربه سیاه و مار و عقرب برای انسان ظاهر می گردند.

و همچنین جن بشكل و صورت انسانها نیز ظاهر می گردد چنانكه در روز بدر شیطان به صورت سراقه بن مالك برای مشركین ظاهر شد و گفت: امروز كسی بر شما غلبه نمی كند و من حامی و پشتیبان شما هستم . ( به سیره ابن هشام (1/536) و تفسیر ابن كثیر (4/93) رجوع شود )

همچنین جن خود را به شكل شتر وگاو و گوسفند و اسب و قاطر و الاغ و پرندگان نیز در می آورد...

پس اگر جن در صورت و شكلهای كه گفتیم آشكار شود می توانیم آنها را مشاهده كنیم و در صورت و شكل اصلی كه خداوند آنها را آفریده است دیدن آنها ممكن نیست وعکس برداری وفیلم برداری از آنها امری غیر مقبول و مردود است چنانكه در قرآن كریم آمده است :

{ إِنَّهُ یَرَاكُمْ هُوَ وَقَبِیلُهُ مِنْ حَیْثُ لَا تَرَوْنَهُمْ } (اعراف/ 27). « شیطان و همدستانش شما را می بینند از جایی كه شما آنها را نمی بینید ».

جای سكونت جن :

جن بیشتر جاهای خلوت و صحرا و مكانهای كه در آن كسی زندگی نمی كند را می پسندد و بدین خاطر بود كه رسول الله صلی الله علیه وسلم برای دعوت دادن آنان بسوی الله و خواندن قرآن برایشان به صحرا می رفتند .

و برخی دیگر از جنها در جاهای كثیف و زباله دان ها سكونت می كنند زیرا كه آنها باقی مانده غذای انسانها را می خورند چنانكه در حدیث ذكر شده است.

برخی دیگر آنها همراه انسانها در منازل سكونت می كنند.

و همچنین حمامها و دستشویها (توالت) نیز محل زندگی آنهاست در این اماکن بیشتر جنهای كافر زندگی می كند زیرا آنها جاهای نجس و كثیف را بیشتر دوست داشته و از بوی خوش بخصوص بوی مشك بدشان می آید.

و همچنین در شكافها و سوراخها نیز زندگی می كند ، در حدیث آمده است كه : «رسول الله صلی الله علیه وسلم از ادرار كردن در سوراخ نهی نموده است» . ( به صحیح مسلم (360) و سنن ابو داود (184) رجوع شود )

از قتاده یكی از راویان این حدیث پرسیده شد : برای چه ادرار در سوراخ كراهت دارد؟ گفت : گفته می شود كه محل سكونت جن می باشد .

و جن در محل خوابیدن شتر نیز زندگی می كنند چنانكه در حدیث آمده است

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

آیا گربه های سیاه جن هستند

سلام حتما شنیده اید یا باور دارید كه گربه های سیاه معمولی نیستند مثلا بارها دیدم كه بچه ها می ترسند گربه سیاه را بزنند و....

من با اینكه خرافاتی نیستم اما سالها دقت و زندگی در محله های مختلف و هم خانه بودن با گربه سیاه های زیاد تجربیات شگفت انگیزی دارم
مثلا
یادمه 10 سالم بود كه خونمون تو یك كوچه زیر پل چوبی بود در مدت 2 سالی كه تو اون خونه ی قدیمی بودیم گربه های خیلی زیادی عادت كرده بودند به ما اما وقتی همه چیز را جمع كردیم و همه ی گربه ها رفتن ما را تماشا می كردند یك گربه سیاه تا ما را دید كه وارد حیاط شدیم رفت جلوی در ورودی خانه و با صدای بلند شروع به میو میو كرد حالت اعتراض شدید داشت. یادمه رفتم و براش غذا خریدم اما باز نگران بود و دوست نداشت ما از انجا بریم. این رو هم بگم كه همشون وحشی بودن و امكانش نبود كه با خودمون ببریمش.

و اما یك چیز دیگه اینكه پریروز داشتم می رفتم دادگاه تا رای نهایی اعلام بشه با وجودی كه هیچ امیدی نداشتم مادرم گفت قبول كن اگر خوشحال برگشتی برای ذغال ابادی (نام گربه ی سیاه رنگ ماست كه عكسش را در بالا می بینید این نام را مادرم برایش انتخاب كرده ) خلاصه قرار شد اگر همه چیز خوب تموم شد یه حالی به غذال ابادی بدم و همچنین 7 گربه ی گرسنه در كوچه....

اخرش این شد كه در حالی كه دو تا انگشتان دست شاكیمو شكسته بودم و .......خیلی راحت رضایت داد !!! اصلا برام باور كردنی نبود. سلام حتما شنیده اید یا باور دارید كه گربه های سیاه معمولی نیستند مثلا بارها دیدم كه بچه ها می ترسند گربه سیاه را بزنند و....

من با اینكه خرافاتی نیستم اما سالها دقت و زندگی در محله های مختلف و هم خانه بودن با گربه سیاه های زیاد تجربیات شگفت انگیزی دارم
مثلا
یادمه 10 سالم بود كه خونمون تو یك كوچه زیر پل چوبی بود در مدت 2 سالی كه تو اون خونه ی قدیمی بودیم گربه های خیلی زیادی عادت كرده بودند به ما اما وقتی همه چیز را جمع كردیم و همه ی گربه ها رفتن ما را تماشا می كردند یك گربه سیاه تا ما را دید كه وارد حیاط شدیم رفت جلوی در ورودی خانه و با صدای بلند شروع به میو میو كرد حالت اعتراض شدید داشت. یادمه رفتم و براش غذا خریدم اما باز نگران بود و دوست نداشت ما از انجا بریم. این رو هم بگم كه همشون وحشی بودن و امكانش نبود كه با خودمون ببریمش.

و اما یك چیز دیگه اینكه پریروز داشتم می رفتم دادگاه تا رای نهایی اعلام بشه با وجودی كه هیچ امیدی نداشتم مادرم گفت قبول كن اگر خوشحال برگشتی برای ذغال ابادی (نام گربه ی سیاه رنگ ماست كه عكسش را در بالا می بینید این نام را مادرم برایش انتخاب كرده ) خلاصه قرار شد اگر همه چیز خوب تموم شد یه حالی به غذال ابادی بدم و همچنین 7 گربه ی گرسنه در كوچه....

اخرش این شد كه در حالی كه دو تا انگشتان دست شاكیمو شكسته بودم و .......خیلی راحت رضایت داد !!! اصلا برام باور كردنی نبود.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   |